06:30

1405/07/13

روایت زن آتش‌نشانی که با «آرامش و همدلی» از دل شعله‌ها عبور می‌کند

در دنیایی که اغلب عرصه‌های امدادگری را مختص مردان می‌داند، حضور زنان در خط مقدم مقابله با حوادث، فراتر از یک انتخاب شغلی، یک ضرورت انسانی است.

سمیه محمدزاده، یکی از زنان پیشگام در حرفه آتش‌نشانی، در گفتگو با پایگاه خبری گناباد از مسیر پرفراز و نشیب ورود خود به این حرفه، از چالش‌های پیش‌رو با نگاه مردانه تا لحظات دشوار مأموریت‌هایی که هرگز از یاد نمی‌رود، می‌گوید.

او مسیر ورود خود به این حرفه را با یک حادثه بزرگ پیوند می‌دهد. محمدزاده در پاسخ به این پرسش که چه چیزی او را به این سمت سوق داد، می‌گوید: تجربه امدادگری داوطلبانه در هلال احمر طی زلزله بم در سال ۱۳۸۲، جرقه‌ی اصلی این مسیر بود. آنجا فهمیدم که ترکیب مسئولیت‌پذیری و نجات جان انسان‌ها، معنای واقعی زندگی است.

چالش اثبات؛ وقتی نگاه‌ها قضاوت می‌کنند

با وجود اشتیاق، ورود به این مسیر بدون مانع نبود. او از سختی‌های اداری در ابتدای مسیر و همچنین برخورد با پیش‌فرض‌های اجتماعی می‌گوید: سخت‌ترین بخش، اثبات توانمندی به کسانی است که هنوز باور ندارند یک زن می‌تواند در دل آتش ایستادگی کند. باید دو برابر دیگران تلاش کنی تا نشان دهی جنسیت، مانعی برای انجام وظیفه نیست.

محمدزاده با یادآوری یکی از تلخ‌ترین تجربه‌های خود، از حادثه‌ای می‌گوید که تصویر یک خانواده سوخته در خودرو را در ذهنش حک کرده است؛ حادثه‌ای که ریشه‌ی آن رفتارهای نسنجیده در مسیر رسیدن به محل وقوع حریق بود. او می‌گوید: گاهی بی‌توجهی یا شوخی‌های بی‌موقع در مسیر، مأموریت را با تأخیر مواجه می‌کند که نتیجه‌اش می‌تواند فاجعه‌بار باشد.

ضرورت حضور زنان؛ فراتر از یک شعار

او با نگاهی واقع‌بینانه به ضرورت حضور زنان در تیم‌های امدادی، بر نقش کلیدی آن‌ها در حفظ حریم و آرامش مصدومان تأکید می‌کند: در بسیاری از حوادث، مانند گازگرفتگی زنان در حمام یا حریق در فضاهای زنانه، حضور مأموران مرد ممکن است باعث اضطراب بیشتر مصدومان شود. ما نه تنها حریم آن‌ها را رعایت می‌کنیم، بلکه با زبان مشترک و ایجاد آرامش، فرآیند نجات را تسریع می‌کنیم.

محمدزاده در ادامه، از چالش‌های روانی و اجتماعی حضور در این حرفه می‌گوید. او معتقد است که برای زنان، مسیر رسیدن به پذیرش، با مسیر مردان متفاوت است: باید دو برابر دیگران تلاش کرد تا جایگاه از “آتش‌نشان خانم” به “یک آتش‌نشان حرفه‌ای” تغییر کند. این فشار برای اثبات توانمندی، باعث شده تا در تمرین‌ها و مأموریت‌ها، حتی از مردان هم سخت‌گیرتر باشم تا شک و تردید همکاران برطرف شود.

این مسیر، رنگ و بویی از دلهره‌های خانوادگی نیز دارد. او با اشاره به واکنش خانواده خود می‌گوید: خانواده‌ام میان دو حسِ نگرانی و افتخار معلق هستند. همسرم همواره نگران سلامت من است، اما مادرم با غرور تمام، به دختر آتش‌نشان خود می‌بالد. این لباس، تنها پوششی برای کار نیست؛ بلکه بخشی از هویت و دغدغه تمام اعضای خانواده ماست.

الهام‌بخشی به نسل آینده؛ وقتی یک مأموریت، مسیر زندگی می‌سازد

او از تجربه‌ای شیرین در یک برنامه آموزشی مدارس می‌گوید که نشان‌دهنده نقش الگو بودن زنان در این حرفه است. محمدزاده می‌گوید: دیدنِ دختری که با ترس و تردید از من می‌پرسید “چطور توانستی؟”، به من فهماند که ما فراتر از خاموش کردن آتش، در حال روشن کردن مسیر زندگی دیگران هستیم. وقتی آن دختر برای اولین بار در آزمون ثبت‌نام کرد، حس کردم مأموریت من تازه آغاز شده است.

او خطاب به دختران جوانی که به این حرفه چشم دوخته‌اند، با لحنی صمیمانه اما واقع‌بینانه توصیه می‌کند: نترسید و اجازه ندهید قضاوت‌ها مانع شما شود. اما بدانید این کار تنها با قدرت بدنی ممکن نیست؛ این شغل نیازمند قلبی است که بتواند در لحظه بحران، ترسِ یک انسان را آرام کند. اگر واقعاً به این مسیر عشق می‌ورزید، آماده باشید تا برای ثابت کردن خود، ایستادگی کنید.

در پاسخ به این پرسش که در لحظات خطر، ترس غالب است یا مسئولیت، او پاسخ می‌دهد: در میان شعله‌ها، دیگر جایی برای فکر کردن به ترس نیست؛ تنها حس مسئولیت است که ما را به جلو می‌راند. ترس ممکن است بعد از بازگشت به ایستگاه سراغ آدم بیاید، اما در لحظه مأموریت، تنها هدف، نجات جان انسان‌هاست.

نگاهی به خانه؛ فراتر از یک شغل

جالب است بدانید که حتی پس از پایان سخت‌ترین مأموریت‌ها، دغدغه‌های زندگی روزمره و مادری، همگام با او حرکت می‌کند. او می‌گوید: بعد از هر عملیات، در کنار سپاسگزاری از خداوند، دغدغه‌های ساده زندگی مثل مراقبت از فرزندم یا کارهای خانه، در ذهنم می‌چرخد. اما همیشه یک پرسش بزرگ در قلبم باقی می‌ماند: آیا آن کسی که نجات دادیم، اکنون در سلامت کامل است؟

محمدزاده با نگاهی اجتماعی، به اشتباهات متداول مردم در مواجهه با حریق اشاره کرده و بر اهمیت آموزش‌های پیشگیرانه تأکید می‌کند. او می‌گوید: بزرگترین اشتباه، تصور این است که حوادث از دور قابل مدیریت هستند. آموزش استفاده از کپسول آتش‌نشانی و نظارت بر سیم‌کشی‌های قدیمی، می‌تواند از فاجعه جلوگیری کند.

او با بیان آرزوی قلبی خود می‌گوید: آرزوی من این است که روزی برسد که زنگ‌های ایستگاه آتش‌نشانی، نه از سر بی‌احتیاطی و حوادث قابل پیشگیری، بلکه تنها برای مأموریت‌های واقعی به صدا درآیند. آتش‌نشانی برای من تنها یک شغل نیست، بلکه تجلی عمیق عشق به انسانیت است.

گفتگو از راحله دهقان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو کردن