آبها در گذر تاریخ تنها پدیدههای طبیعی برای اتصال سرزمینها نبودهاند؛ آنها آیینهدار تبار، عزت، ایستادگی و نبض تپنده فرهنگ ملتها به شمار میروند. در این میان، نام بلند و پرآوازه خلیج فارس تنها یک نشانی بر نقشههای گیتیشناسی نیست، بلکه فصلی قطور و ناگسستنی از خودآگاهی تاریخی و شناسنامه هویتی ملتی است که هزاران سال در برابر طوفان حوادث استوار ایستاده است.
رد پای جاودانگی بر الواح کهن
اسناد تاریخی و نقشههای کهن به جامانده از دوران باستان تا روزگار اسلام و دوران معاصر، همگی به زبانی رسا و یکصدا نام پرشکوه «خلیج فارس» را گواهی میدهند. امواج این دریای نیلگون نه بر خاکهای تهی از معنا، که بر سواحلی بوسه میزنند که گامهای مردان و زنان غیور این آب و خاک در طول سدهها از آن پاسداری کردهاند. از روزگار کتیبههای هخامنشی تا کشاکش استعمارستیزی در دوران نادرشاه و حماسهآفرینیهای رزمندگان جنوب، خلیج فارس همواره خط قرمز غرور و کیان ایران زمین بوده است.
پیوند کویر تا کرانه؛ از خاوران تا خلیج فارس
برای ما که در شرق ایران و بر پهنههای تشنه و صبور کویری تنفس میکنیم، پیوند با جنوب نه یک فاصله جغرافیایی، بلکه یک درهمتنیدگی بنیادین و روحی است. همان صلابتی که در تپهها و کلوتهای لوت و قناتهای کهن خاوران جاری است، در پهنه نیلگون خلیج فارس موج میزند. صیانت از این آبراهه استراتژیک، صیانت از شریان اقتصادی، امنیت منطقهای و تداوم تمدنی سرزمینی است که تمام اجزایش مانند زنجیرهای ناگسستنی به هم بافته شدهاند.
خلیج فارس؛ حقیقتی فراتر از منازعات کوتاهمدت
تلاشهای گاهوبیگاه بدخواهان برای تحریف این نام اصیل و ماندگار، در دادگاه عقل، تاریخ و حقوق بینالملل همواره رنگ باخته و بیثمر مانده است. نامها شاید بر صفحههای کاغذی یا بیانیههای جهتدار دستخوش دسیسه شوند، اما نامی که بر سنگنبشتههای زمان و در جان تکتک ایرانیان حک شده باشد، دستخوش گذر ایام نخواهد شد. خلیج فارس نماد وفاق و همبستگی همه اقوام و نسلهای ایرانی است؛ کانون تلاقی تاریخ، خون شهدا و آرمانهای بلند این مرزوبوم.
خلیج فارس، تا ابد برایمان پایدار خواهی ماند؛ زیرا موجهایت نوای آزادی سر میدهند و کرانههایت گواه جاودانگی سرزمینی است که هرگز سر تسلیم فرود نیاورده است.