06:30

1405/07/13

قنات قصبه؛ استعاره‌ای از تاب‌آوری تمدنی و الگوی «جامعه بلندمدت» ایرانی

سعید رضادوست، مشاور استاندار و دبیرکل اتاق اندیشه‌ورزی، در یادداشتی با روایت تجربه زیسته خود از پیمایش در ژرفای قنات ۲۵۰۰ ساله قصبه گناباد، این شاهکار مهندسی را نه صرفاً یک سازه آبی، که نمادی از «دیگردوستی» و «خرد ایرانی» توصیف کرده است. وی با واکاوی مفهوم قنات به عنوان یک «ابرپروژه» که بر پایه محاسبات دقیق و نگاه به افق‌های دوردست بنا شده، آن را الگویی برای «جامعه بلندمدت» و نمادی از تاب‌آوری ملی می‌داند. در این نگاه تحلیلی، سازندگان قنات نه فقط به دنبال آب، که در جستجوی «اشتعال جان» و گذار از «من» به «ما» بوده‌اند؛ روایتی که اکنون در مسیر ثبت جهانی، به رسالتی برای ترویج فرهنگ پایداری و مانایی تبدیل شده است.

هیچ‌گاه عمق قنات را از نزدیک تجربه نکرده‌ام و نمی‌دانم با چه چیز مواجه خواهم شد. قنات قصبۀ گناباد، با ۳۰۰ متر عمق و ۳۳ کیلومتر طول و پیشینه‌ای بیش از ۲۵۰۰ سال، یگانه‌میراث خراسان است که به ثبت جهانی نیز رسیده است.

سعید رضادوست مشاور استاندار و دبیرکل اتاق اندیشه‌ورزی در یادداشتی نوشت: به محوطۀ ورودی گام نهادیم. راهنمایی‌مان می‌کنند که اینجا کجاست و از مشخصات فنی قنات می‌گویند. اطلاعاتی همچون اینکه قنات قصبۀ گناباد از دو رشتۀ اصلی به‌نام‌های قصبه و دولاب تشکیل شده و رشتۀ دولاب به دو زیرشاخۀ کهنه و نو تقسیم می‌شود و مجموعاً ۴۷۲ میله چاه دارد. اینکه بیست‌وپنج قرن پیش، بیش از ۱۰۱هزار و ۴۰۰ متر مکعب در عمق ۳۰۰ متری، بدون کمترین خطای محاسباتی و با انجامِ مهندسی شیب متناسب خاکبرداری شده است همگان را به شگفتی وا می‌دارد. از پله‌های ورود قنات که به «غال شغال» نامور شده است پایین رفتیم. از دمای هوا کاسته می‌شود و هنگامی که وارد دهانۀ قنات می‌شویم خنکایی مرطوب بر تن‌مان می‌نشیند. اندکی پیش می‌رویم و به جریان آب می‌رسیم. صدای زندگی در اعماق زمین. به ستایشْ زانو می‌زنم و دست در آب می‌برم. گرمایی شگفت دارد. انگار که زنده باشد. انگار که جانِ مذاب است و بر پوست من کشیده می‌شود. مُشتی جان برمی‌گیرم و می‌نوشم. آب حیات است. گرمای دلپذیر آب قنات بیتی از منوچهری را به یادم می‌آورد:

گویند سردتر بود آب از سبوی نو
گرم است آب ما که کهن شد سبوی ما
گرمای آب قنات، راوی سنّت ستبر کهن ایران است. امید در دلم جوانه می‌زند. چگونه می‌توان سخن از نابودی تمدن ایران به میان آورد؟! این تمدن ریشه در آب‌های هزاره دارد؛ «ریشه‌های ما به آب / شاخه‌های ما به آفتاب می‌رسد.»

مکاشفات قنات

آنگاه که دیواره‌ای از قنات فرو می‌ریخته، راهی نو از میانۀ آوار باز می‌کرده‌اند و «بغل‌بُر» می‌نامیده‌اند. راهنما پیش می‌رود و ما چهار تن نیز از پی‌اش. رد تیشۀ پیشینیان بر دیواره‌ها باقی است. تیشه‌داران قنات را باید پیشه‌داران عاشقی نامید. آن‌ها تیشه زده‌اند و آب حیات عشق را در رگ‌های زمین جاری کرده‌اند تا پس از روزگاری به ما برسد. «دیگردوستی» را باید اینجا به تماشا نشست. اویی که قنات را در ژرفنای ظلمت زمین می‌کنده است، بیش از اینکه تیشه بر خاک و خارا بزند، چیزی را درونِ خود می‌کاویده. او بیش از اشتغال جهان، اشتعال جان داشته است. قنات یک ابرپروژۀ عمرانی زمان‌مند بوده است.

قنات نماد اندیشۀ ایرانی جامعۀ بلندمدت است که می‌تواند الگویی شگرف برای پیش رفتن به شمار آید. پیشینیان ما در مقولۀ خطیر «قنات» به این می‌اندیشیده‌اند که باید «کار درست» را درست‌کارانه انجام داد، هرچند سود کوتاه‌مدتش نصیبش نشود.

آن‌ها بیش از اینکه به «انسان» بیندیشند به «انسانیت» فکر می‌کرده‌اند. بسا نخست‌فردی که اولین تیشه را بر زمین کوبید تا جویای جریان آب زیر خاک شود، آگاه بوده است که خودش از این گنج نهان بی‌بهره می‌ماند اما جهان‌بینی وسیع او موجب می‌شده تا با نگاه به افق‌های گشوده همچنان پیش رود. بدین‌ترتیب قنات را می‌توان نمود برجستۀ مفهوم «تداوم» نیز انگاشت. «قنات» استعارۀ پایداری و تاب‌آوری قوم ایرانی است. زنجیره‌ای برای مانایی.

در تاریکی دل زمین که آرامشی مادرانه برایم دارد به این می‌اندیشم که منِ سعید پس از بیرون آمدن از ژرفنای قنات، آدمی دیگر خواهم بود. بیش از پیش به معنای این بیت مثنوی شریف پی می‌برم:

گفت پیغمبر که معراج مرا
نیست بر معراج یونس اِجْتِبیٰ
تن به اعماق می‌رود و همزمان جان سوی بالا بال می‌گشاید. شگفتاشگفت! پله‌ها را که رو به بیرون قنات زیر پا می‌گذارم، احساس می‌کنم باری سنگین بر دوش دارم: «رسالت تبلیغ قنات». باید پیام قنات را به همگان برسانم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو کردن