تصمیم جدید برای ساماندهی مؤسسات آموزش عالی دولتی، نام مجتمع آموزش عالی گناباد را در فهرست مراکزی قرار داده که قرار است به دانشگاه فردوسی مشهد ملحق شوند؛ تصمیمی که در گناباد با واکنش گسترده روبهرو شده است. در مقابل، مسئولان و فعالان شهرستان بر ظرفیتهای علمی این مجموعه و ضرورت حفظ استقلال آن تأکید دارند. اکنون پرسش اصلی این است که الحاق مجتمع آموزش عالی گناباد واقعاً چه دستاوردی برای شهرستان خواهد داشت و آیا این تصمیم با مسیر توسعهای که این مجموعه در سالهای اخیر طی کرده، همخوان است؟
ماجرا از کجا آغاز شد؟
رئیسجمهور در چارچوب اجرای مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی، ماده واحده «تعیین فاز دوم ساماندهی مؤسسات آموزش عالی دولتی وابسته به وزارت علوم» را ابلاغ کرده است.
در این طرح، ۱۶ مؤسسه آموزش عالی دولتی برای ساماندهی و الحاق به دانشگاههای بزرگتر تعیین شدهاند.
نام مجتمع آموزش عالی گناباد نیز در این فهرست قرار گرفته و بر اساس مصوبه، این مجموعه در قالب ساماندهی به دانشگاه فردوسی مشهد ملحق خواهد شد.
بنابراین برخلاف برخی برداشتهای اولیه، اصل تصمیم در سطح سیاستگذاری آموزش عالی ابلاغ شده است.
اما ابلاغ مصوبه به معنای پایان بحث نیست؛ زیرا اکنون در گناباد پرسشهای جدی درباره نحوه اجرای آن، آینده مجموعه، دانشجویان، اعضای هیئت علمی و نقش دانشگاه در توسعه شهرستان مطرح شده است.
چرا گنابادیها با این تصمیم مخالفاند؟
در روزهای اخیر نشستهای هماندیشی با حضور مدیران فعلی و سابق مجموعه، فرهنگیان، اصناف، فعالان اجتماعی و دیگر گروههای شهرستان برگزار شده و مخالفت با الحاق مجتمع آموزش عالی گناباد به دانشگاه فردوسی مطرح شده است.
محور اصلی این مخالفت، نگرانی درباره از دست رفتن استقلال و ظرفیت توسعهای مجموعه است.
مخالفان معتقدند مجتمع آموزش عالی گناباد طی سالهای فعالیت خود از یک مرکز آموزشی کوچک، به مجموعهای با ظرفیتهای علمی گستردهتر تبدیل شده و به جای الحاق، باید مسیر ارتقا و توسعه آن دنبال شود.
دانشگاهی که از یک مرکز کوچک شروع کرد
مجتمع آموزش عالی گناباد فعالیت خود را در سالهای ابتدایی دهه ۱۳۹۰ با تعداد محدودی دانشجو و رشته آغاز کرد.
اما در طول سالهای بعد، دامنه فعالیتهای آموزشی آن گسترش یافت و به تدریج رشتههای مختلفی در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد در آن شکل گرفت.
این روند توسعه در ماههای اخیر نیز متوقف نشده است.
بر اساس اعلام روابط عمومی دانشگاه گناباد، برای سال تحصیلی ۱۴۰۵، شورای گسترش آموزش عالی با ایجاد سه رشته جدید موافقت کرده است:
مترجمی زبان انگلیسی در مقطع کارشناسی
مدیریت صنعتی ـ گرایش مدیریت کیفیت و بهرهوری در مقطع کارشناسی ارشد
مهندسی شیمی ـ گرایش فرآیندهای جداسازی در مقطع کارشناسی ارشد
این رشتهها در دفترچه انتخاب رشته سال ۱۴۰۵ قرار گرفتهاند.
همچنین با اضافه شدن دو رشته جدید کارشناسی ارشد، تعداد رشتههای ارشد این مجموعه به پنج رشته رسیده است.
این اتفاق از نگاه منتقدان الحاق، یک سؤال اساسی ایجاد میکند:
اگر مجموعه در حال توسعه رشتههای تحصیلات تکمیلی و گسترش ظرفیت علمی خود است، چرا باید در چنین مقطعی به دانشگاه دیگری ملحق شود؟
دانشگاه مستقل یا واحدی از یک دانشگاه بزرگتر؟
مهمترین بخش ماجرا همینجاست.
مدافعان ساماندهی مؤسسات آموزش عالی ممکن است استدلال کنند که الحاق مراکز کوچکتر به دانشگاههای بزرگ میتواند باعث افزایش بهرهوری، کاهش هزینههای مدیریتی و استفاده بهتر از ظرفیتهای علمی و اداری دانشگاه مادر شود.
این استدلال از نظر سیاستگذاری آموزش عالی قابل بررسی است.
اما از سوی دیگر، مخالفان میپرسند:
آیا یک دانشگاه محلی که در حال توسعه است، باید با دانشگاه بزرگتری ادغام شود یا میتوان با سرمایهگذاری و اصلاح ساختار، آن را به یک دانشگاه مستقل و توانمند تبدیل کرد؟
این پرسش بهویژه برای شهرستانهایی مانند گناباد اهمیت بیشتری دارد.
دانشگاه فقط محل تحصیل نیست
برای یک شهرستان، وجود یک مرکز آموزش عالی مستقل صرفاً به معنای وجود چند ساختمان و کلاس درس نیست.
دانشگاه میتواند:
نیروی انسانی متخصص تربیت کند؛
جوانان شهرستان را در منطقه نگه دارد؛
به توسعه اقتصادی کمک کند؛
با صنایع و دستگاههای اجرایی ارتباط علمی برقرار کند؛
زمینه انجام پژوهشهای مرتبط با مشکلات منطقه را فراهم کند؛
باعث ورود دانشجویان و استادان از سایر شهرها شود؛
به رونق مسکن، حملونقل، خدمات، فروشگاهها و کسبوکارهای محلی کمک کند.
به همین دلیل، سرنوشت مجتمع آموزش عالی گناباد را نمیتوان فقط یک موضوع اداری در وزارت علوم دانست.
این موضوع مستقیماً با آینده توسعه شهرستان ارتباط دارد.
نکتهای که نباید نادیده گرفته شود؛ رشتههای جدید
درست در زمانی که بحث الحاق مطرح شده، مجتمع آموزش عالی گناباد از ایجاد رشتههای جدید خبر داده است.
رشتههایی مانند مدیریت کیفیت و بهرهوری و مهندسی شیمی ـ فرآیندهای جداسازی میتوانند در صورت برنامهریزی صحیح، ارتباط دانشگاه با نیازهای صنعتی و اقتصادی منطقه را تقویت کنند.
از سوی دیگر، اضافه شدن رشته مترجمی زبان انگلیسی نیز میتواند ظرفیت آموزشهای بینالمللی و ارتباطات علمی را افزایش دهد.
بنابراین یک پرسش مهم برای تصمیمگیران این است:
آیا پیش از اجرای الحاق، عملکرد، ظرفیت، روند رشد و برنامه توسعه پنجساله مجتمع آموزش عالی گناباد بهطور مستقل ارزیابی شده است؟
اگر پاسخ مثبت است، نتایج این ارزیابی چه بوده است؟
الحاق چه مزایایی میتواند داشته باشد؟
برای یک گزارش منصفانه نباید فقط دیدگاه مخالفان را مطرح کرد.
الحاق یک مرکز آموزش عالی به دانشگاهی مانند دانشگاه فردوسی مشهد، در صورت طراحی درست، میتواند مزایایی هم داشته باشد.
برای مثال، امکان دسترسی بیشتر به شبکه علمی و پژوهشی دانشگاه مادر، ارتباط با استادان و آزمایشگاههای تخصصی، استفاده از برخی ظرفیتهای آموزشی و پژوهشی و ایجاد ارتباط گستردهتر با شبکه علمی استان میتواند از مزایای احتمالی چنین طرحی باشد.
اما مسئله اصلی این است که این مزایا باید بهصورت شفاف و قابل سنجش برای گناباد تعریف شوند.
اگر قرار است مجتمع آموزش عالی گناباد به دانشگاه فردوسی ملحق شود، مردم شهرستان حق دارند بدانند:
چه چیزی بهتر خواهد شد؟
چه چیزی حفظ خواهد شد؟
چه چیزی احتمالاً از بین خواهد رفت؟
و سهم گناباد از ظرفیتهای علمی و مدیریتی آینده چه خواهد بود؟
نگرانی اصلی؛ کاهش اختیار محلی
یکی از نگرانیهایی که در واکنشهای محلی مطرح شده، احتمال کاهش اختیار شهرستان در تصمیمگیری درباره مسیر توسعه مجموعه است.
اگر مدیریت اصلی دانشگاه در مشهد مستقر باشد، این نگرانی مطرح میشود که تصمیمات مربوط به رشتهها، بودجه، نیروی انسانی، توسعه فیزیکی و اولویتهای پژوهشی تا چه اندازه متناسب با نیازهای گناباد اتخاذ خواهد شد.
البته این نگرانی به معنای قطعی بودن چنین پیامدی نیست.
اما دقیقاً به همین دلیل، چارچوب اجرایی الحاق باید برای مردم شفاف شود.
یک سؤال مهمتر: چرا ارتقای دانشگاه بررسی نشد؟
یکی از مطالبات اصلی مطرحشده در گناباد، حفظ استقلال و حرکت مجموعه به سمت ارتقاست.
اکنون که مجتمع آموزش عالی گناباد در حال توسعه رشتههای کارشناسی و کارشناسی ارشد است، میتوان این پرسش را مطرح کرد که آیا گزینههای دیگری مانند ارتقای ساختار و تبدیل مجموعه به دانشگاه مستقل، پیش از انتخاب گزینه الحاق، بهصورت جدی بررسی شده است؟
این موضوع نیازمند پاسخ کارشناسی وزارت علوم است.
صدای دانشجویان و استادان باید شنیده شود
هر تصمیمی درباره آینده یک دانشگاه، پیش از هر چیز بر دانشجویان و اعضای هیئت علمی آن اثر میگذارد.
بنابراین ضروری است وزارت علوم و مسئولان دانشگاه به صورت شفاف درباره آینده موارد زیر اطلاعرسانی کنند:
وضعیت دانشجویان فعلی، مدارک تحصیلی، رشتههای موجود، اعضای هیئت علمی، کارکنان، ساختمانها و اموال، بودجه، پذیرش دانشجوی جدید و برنامه توسعه رشتهها.
ابهام در این موارد میتواند نگرانی دانشجویان و خانوادهها را افزایش دهد.
گناباد چه میخواهد؟
در نهایت، این موضوع را نباید صرفاً به اختلاف میان «گناباد» و «مشهد» تقلیل داد.
مسئله اصلی باید این باشد:
کدام ساختار بیشترین منفعت علمی و توسعهای را برای گناباد ایجاد میکند؟
اگر کارشناسان وزارت علوم به این نتیجه رسیدهاند که الحاق بهترین گزینه است، باید دلایل آن برای مردم شهرستان تشریح شود.
اگر مجموعه آموزش عالی گناباد ظرفیت تبدیل شدن به دانشگاه مستقل را دارد، باید مستندات این ظرفیت نیز بررسی شود.
و اگر هر دو گزینه امکانپذیر است، باید بر اساس شاخصهای روشن تصمیمگیری کرد؛ نه صرفاً بر اساس ملاحظات اداری.
مطالبه شفافیت؛ خواستهای فراتر از مخالفت
اکنون مهمترین مطالبه مردم گناباد میتواند شفافیت باشد.
وزارت علوم باید توضیح دهد:
۱. هدف دقیق از الحاق مجتمع آموزش عالی گناباد چیست؟
۲. چه ارزیابی کارشناسیای مبنای انتخاب این مجتمع برای الحاق بوده است؟
۳. وضعیت پنج رشته کارشناسی ارشد و رشتههای جدید چه خواهد شد؟
۴. آیا پذیرش دانشجوی جدید در گناباد ادامه خواهد داشت؟
۵. مدیریت و بودجه مجموعه پس از الحاق چگونه خواهد بود؟
۶. جایگاه اعضای هیئت علمی و کارکنان چه تغییری خواهد کرد؟
۷. آیا امکان ارتقای مجتمع به دانشگاه مستقل بررسی شده است؟
۸. آیا تضمینی برای توسعه رشتههای متناسب با نیازهای گناباد وجود خواهد داشت؟
۹. تکلیف ساختمانها، تجهیزات و سرمایههای ایجادشده در شهرستان چه میشود؟
۱۰. شاخص موفقیت این طرح پس از سه یا پنج سال چه خواهد بود؟
یک فرصت برای گفتوگوی ملی درباره آموزش عالی شهرستانها
ماجرای گناباد را میتوان فراتر از یک مسئله محلی دید.
در بسیاری از شهرستانهای کشور، مراکز آموزش عالی در سالهای گذشته با کاهش جمعیت دانشجویی، محدودیت منابع و چالشهای مدیریتی مواجه شدهاند.
از سوی دیگر، دانشگاهها میتوانند موتور توسعه مناطق کمتر برخوردار باشند.
بنابراین سیاست ساماندهی آموزش عالی باید میان دو هدف تعادل ایجاد کند:
افزایش بهرهوری منابع از یک سو و حفظ ظرفیت توسعهای شهرستانها از سوی دیگر.
اگر این تعادل رعایت نشود، ممکن است ساماندهی اداری در کوتاهمدت هزینهها را کاهش دهد اما در بلندمدت بخشی از ظرفیت توسعه علمی مناطق از بین برود.
گناباد امروز؛ مطالبه یک پاسخ روشن
اکنون که مصوبه ساماندهی ابلاغ شده و نام مجتمع آموزش عالی گناباد نیز در میان مؤسسات مشمول الحاق قرار گرفته است، انتظار میرود مسئولان شهرستان، نماینده مردم در مجلس و وزارت علوم، به جای اظهارات کلی، درباره آینده این مجموعه اطلاعات دقیق و مستند ارائه کنند.
مخالفتهای شکلگرفته در گناباد نیز نشان میدهد این موضوع برای مردم شهرستان صرفاً یک جابهجایی سازمانی نیست؛ بلکه با آینده علمی، اجتماعی و اقتصادی منطقه گره خورده است.
اکنون بهترین راه، تبدیل این اختلاف به یک گفتوگوی کارشناسی و شفاف است.
اگر الحاق میتواند آینده بهتری برای دانشجویان و مردم گناباد ایجاد کند، باید مزایای آن روشن و قابل اندازهگیری باشد.
و اگر استقلال و ارتقای مجتمع میتواند دستاورد بیشتری برای شهرستان داشته باشد، باید این گزینه نیز با شاخصهای علمی و اقتصادی بررسی شود.
گناباد حق دارد بداند دانشگاهش قرار است به کدام سو حرکت کند؛ ادغام، ارتقا یا استقلال؟
این پرسشی است که پاسخ آن نباید پشت درهای اداری باقی بماند.
گردآورنده:سمیه محمدزاده