این روزها که هوای بهاری و نسیم خنک کوهستان، شما مهمانان گرامی را به شهر زیبای کاخک دعوت کرده، طبیعت در اوج سخاوتش میوههای رنگین را به شاخهها آویخته است. اما لطفاً یک لحظه مکث کنیم: هر توت، زردآلو یا گردویی که بر درختان کنار جاده، پشت دیوارهای کوتاه یا داخل باغهای بیحصار میبینید، حاصل یک سال آبیاری، هرس کردن، مراقبت از آفت و سرمای دیررسِ زحمتکشانی است که صبحهای زودشان در آن باغها خلاصه میشود.
تفریح بیاجازه در زمین های زراعی و باغ ، کام کشاورز و باغدار را تلخ می کند.
هیچکس در کاخک نمیگوید از زیبایی باغها لذت نبرید یا سایهشان را برای عکاسی و استراحت نپذیرید. اما چیدن میوه بدون اجازه مالک، حتی اگر فقط یک «مشت کنجکاوی» یا «هوس لحظهای» باشد، در واقع دست اندازی به سفره یک خانواده است. تکاندن شاخهها و خالی کردن درختان از میوه توسط چند گروه مسافر، آن هم در مقیاس زیاد، دیگر «یک لقمه تفریحی» نیست؛ مصداق غارت معیشت کسی است که سرمایه عمرش را به خاک و درخت سپرده.
فرصتی برای انتخاب: میوه بخوریم یا آرامش؟
بسیاری از باغداران کاخک با رویی گشاده خودشان از میوهها میچینند و در کنار جاده به قیمتی منصفانه میفروشند. اگر عطر و طعم میوه تازه میخواهید، خرید کردن هم افتخار ندارد، هم لطافت همان لحظه را برایتان نگه میدارد. از طرف دیگر، تصور کنید ساعاتی بعد از حرکت شما، باغبانی با دیدن شاخههای شکسته و زمین خالی از میوه، تنها چیزی که نصیبش شود «آه سرد» و دلخستگی است.
بیایید لذت تفریح را با آه کسی آلوده نکنیم
کاخک بدون دیوارِ باغهایش، نماد اعتماد و مهماننوازی است. باقی ماندن همین اعتماد به شما بستگی دارد. اگر هر مهمان تنها یک میوه بیاجازه بچیند، حاصل صدها مهمان، نابودی کل محصول یک باغ خواهد بود. پس به احترام آن لبخند صادقانه روستایی، به احترام فردایی که باز هم میخواهید به کاخک سفر کنید، از چیدن میوه بدون رضایت صاحبش پرهیز کنیم.
یک مشت میوه، یک سال امید یک باغدار
و در نهایت، زیباترین عکس یادگاری از کاخک، آنی است که در آن، هم شما خوشحال باشید و هم باغداری که با دیدن شما، نگران فردای محصولش نباشد. بیایید این روزهای خوش را با تلخی «میوه چینی ممنوع» تلخ نکنیم؛ اجازه بدهیم طعم میوههای کاخک فقط با اجازه و در سایه احترام به دسترنج دیگران شیرین بماند.

